تبلیغات
بسوی بینهایت - بت پرستی
بسوی بینهایت
ما آمده ایم تا سرباز مهدی فاطمه(س) شویم
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 22 اسفند 1389 توسط مصیب شجاعی

بتهاى قبایل عرب

كتاب: تاریخ پیامبران اسلام، ص 5

نویسنده: دكتر محمدابراهیم آیتى

جد شانزدهم پیامبر الیاس بن مضر مى‏باشد، او پس از پدر در میان قبایل بزرگى یافت و او را «سید العشیره» لقب دادند.سه پسر به نامهاى «مدركه» ، «طابخه» و «قمعه» (1) داشت و مادرشان «خندف» دختر «عمران بن الحاف بن قضاعه» و نام اصلى وى «لیلى» بود.

قبایلى را كه نسبشان به الیأس مى‏رسد «بنى خندف» گویند.یعقوبى گوید: «الیأس‏را بیمارى سل گرفت و مرگ وى روز پنجشنبه بود» و مراد شاعر عرب در این شعر:



إذا مؤنس (2) لاحت خراطیم شمسه*بكت غدوة حتى ترى الشمس تغرب

خندف است كه روزهاى پنجشنبه از آغاز تابش أشعه خورشید تا غروب آفتاب بر شوهر خویش گریه مى‏كرد.

قبیله‏هاى: «بنى تمیم» ، «بنى ضبه» ، «مزینه» ، «رباب» (3) ، «خزاعه» و «أسلم» از الیأس بن مضر منفصل مى‏شوند.

ابن اسحاق گوید: نسب شناسان «مضر» گمان مى‏كنند كه قبیله «خزاعه» از فرزندان «عمرو بن لحى بن قمعة بن الیأس» اند، و به گفته یعقوبى «قمعه» نزد «خزاعه» رفت و در میان آنان زن گرفت و لذا فرزندان او را به «خزاعه» نسبت مى‏دهند.نخستین امیر «خزاعى» مكه همین «عمرو بن لحى» بود كه پس از جرهمیان بر مكه سلطنت یافت و بت پرستى را در مكه رواج داد .و به گفته رسول اكرم: «اول كسى بود كه دین حضرت ابراهیم را دگرگون ساخت و بت‏ها را به پا داشت.و «بحیره» و «وصیله» و «حامى» را بدعت گذاشت (4) .

ابن هشام گوید: «عمرو بن لحى» از مكه به شام رفت و در «مآب» ازسرزمین «بلقاء» بت پرستان «عمالقه» را دید و از آنان بتى خواست، پس «هبل» را به وى دادند و آن را با خویش به مكه آورد.

ابن اسحاق گوید: «آغاز بت پرستى در میان «بنى اسماعیل» به گمان بعضى چنان بود كه هر وقت كسى مى‏خواست از مكه بیرون رود، سنگى از سنگ‏هاى حرم را به منظور تعظیم حرم با خویش برمى‏داشت، و چون در منزلى فرود مى‏آمد، همان سنگ را مى‏نهاد و گرد آن طواف مى‏كرد و این كار مقدمه‏اى شد تا هر سنگ زیبائى را پرستش كنند و أخلاف از كیش خداپرستى أسلاف بر كنار ماندند.و به جاى دین ابراهیم و اسماعیل به گمراهى و بت‏پرستى افتادند» .

ابو المنذر: هشام بن محمد بن سائب كلبى مى‏گوید: كه «عرب بت‏پرست هر گاه در سفر به منزلى فرود مى‏آمد، چهار سنگ از زمین بر مى‏داشت، و زیباتر از همه را خدا قرار مى‏داد و سنگ‏هاى دیگر را دیگپایه مى‏ساخت و هنگام كوچ كردن آنها را رها مى‏كرد و در منزل دیگر، چهار سنگ دیگر به همان ترتیب برمى‏گزید (5) .و نیز مى‏گوید: كه «انصاب» بر سنگ‏هاى مورد پرستش و «أصنام» بر بت‏هاى شكلدار ساخته شده از چوب و زر و سیم و «اوثان» بر بت‏هاى تراشیده شده از سنگ اطلاق مى‏شد (6) .

ابن اسحاق گوید: «قوم نوح را بت‏هائى بود كه خداى متعال قصه آن را براى پیغمبر خویش در قرآن آورده و گفته است: و قالوا لا تذرن آلهتكم و لا تذرن ودا و لا سواعا و لا یغوث و یعوق و نسرا (7) آنگاه فرزندان اسماعیل بت‏هاى خویش را به همان نام‏ها نامیدند.

«هذیل بن مدركة بن الیأس بن مضر «سواع را بت خویش گرفتند وجایش در «رهاط» بود. «كلب بن وبره» از «بنى قضاعه» و درا، و ددر «دومة الجندل» جاى داشت.

طایفه أنعم از قبیله طیى‏ء و اهل جرش از قبیله مذحج «یغوث» را، و یغوث در جرش بود.طایفه خیوان از قبیله همدان، «یعوق» را، و یعوق در سرزمین همدان یمن جاى داشت.طایفه ذو الكلاع از قبیله حمیر «نسر» را در سرزمین حمیر در صنعاء، خولان را در سرزمین خولان بتى بود به نام «عمیانس» .

«بنى ملكان بن كنانة بن خزیمة بن مدركة بن الیأس بن مضر» بتى داشتند به نام «سعد» .مردى از «بنى ملكان» كه شتران وى از دیدن این بت كه سنگى دراز بود رمیدند و پراكنده گشتند گفته است:

اتینا إلى سعد لیجمع شملنا*فشتتنا سعد، فلا نحن من سعد

و هل سعد إلا صخرة بتنوفة*من الأرض لا یدعو لغى و لا رشد (8)

در میان قبیله دوس، عمرو بن حممه دوسى را بتى بود به نام «ذو الكفین»«طفیل بن عمرو بن طریف دوسى» در مكه اسلام آورد و چون به میان قبیله‏اش برگشت، پدر و همسرش اسلام آوردند .آنگاه در سفرى به مكه نزد رسول اكرم آمد و از اسلام نیاوردن قوم خود شكوه كرد و به امر آن حضرت، دیگر بار به میان قوم خود بازگشت تا رسول اكرم هجرت كرد و جنگ‏هاى بدر و أحد و خندق به انجام رسید.سپس با هفتاد یا هشتاد خانواده مسلمان «دوسى» در «خیبر» به رسول خدا پیوست، و همه از غنائم «خیبر» سهم بردند و تا فتح مكه با رسول خدا بود و آنگاه با درخواست خودش مأمور رفتن و سوزاندن «ذو الكفین» شد.و پس از وفات رسول‏اكرم در جنگ با اهل رده همراه مسلمین بود تا از كار «طلیحه» فارغ شدند و آنگاه با پسرش «عمرو بن طفیل» رهسپار «یمامه» گشت و در جنگ یمامه به شهادت رسید (9) .

قبیله «دوس» بتى دیگر به نام «ذو الشرى» كه ابن اسحاق آن را ذكر كرده است داشت (10) .

قبیله «قریش» بت‏هائى از جمله «هبل» كه در میان كعبه بود، «إساف» كه بر ركنى از أركان كعبه كه مبدأ طواف بود، «نائله» بر ركنى دیگر كه طواف بدان ختم مى‏شد، «مجاور الریح» بر كوه صفا و «مطعم الطیر» بر كوه مروه داشتند.قریش و «بنى كنانه» را بتى بود به نام «عزى» كه خادمان آن طایفه «بنى شیبان» از قبیله «سلیم» و از هم پیمانان «بنى هاشم» بودند .

قبیله ثقیف را در شهر طائف بتى بود به نام «لات» كه خادمان و دربانان آن، طایفه «بنى معتب» از قبیله ثقیف بودند.

دو قبیله «أوس» و «خزرج» و دیگر مردم بت پرست «یثرب» در ساحل دریا در ناحیه «مشلل» و سرزمین «قدید» بتى به نام «مناة» داشتند.نام این سه بت هم در قرآن مجید آمده است (11) .

قبیله‏هاى «دوس» و «خثعم» و «بجیله» و دیگر ساكنان سرزمین «تباله» را بتى به نام «ذو الخلصه» بود.قبیله «طیى‏ء» و دیگر اهالى دو كوه طیى‏ء، یعنى «أجأ» و «سلمى» بتى به نام «فلس» داشتند (12) .ابن هشام روایت مى‏كند كه رسول اكرم، على بن أبى طالب را براى ویران ساختن این بتخانه فرستاد و «على» در آنجا دو شمشیر به نام «رسوب» و «مخذم» به دست آورد كه رسول اكرم هر دو را به وى بخشید (13) .اما كلبى نسابه در باره «مناة» مى‏گوید كه: «على» براى ویران ساختن آن رفت و دو شمشیر «حارث بن أبى شمر غسانى» یعنى «رسوب» و «مخذم» را كه «حارث» به «مناة» إهداء كرده بود به دست آورده نزد رسول اكرم آورد و آن حضرت هر دو را به وى بخشید (14) .

قبیله «حمیر» و أهل «یمن» را در سرزمین «صنعاء» بتخانه‏اى به نام «رئام» بود.در حضر موت بتى داشتند به نام «جلسد» (15) به صورت یك قطعه سنگ سفید كه قطعه سنگ سیاهى را به جاى سر بر فراز آن نصب كرده بودند .

قبیله «بنى ربیعة بن كعب بن سعد بن زید مناة بن تمیم» بتخانه‏اى به نام «رضاء» داشتند .قبایل «بكر بن وائل» و «تغلب بن وائل» و «إیاد» را در سرزمین «سنداد» بتى به نام «ذو الكعبات» بود.طایفه‏اى از «بنى عذره» بتى به نام «شمس» داشتند.ابن اسحاق گوید: «اهل هر خانه را نیز بتى بود كه در آغاز سفر و هنگام سوار شدن و نیز در هنگام بازگشت از سفر، پیش از هر كارى دست به آن مى‏سودند (16) .

اما در عین بت‏پرستى، آداب و رسومى از قبیل تعظیم كعبه، طواف، حج و عمره، وقوف عرفات، وقوف مزدلفه، قربانى شتران و تلبیه حج و عمره از زمان حضرت ابراهیم در میان ایشان باقى مانده بود و در همین آداب هم حق و باطل را به هم آمیخته بودند.چنانكه «كنانه» و «قریش» در موقع محرم شدن و تلبیه گفتن چنین مى‏گفتند:

«لبیك، اللهم لبیك، لبیك لا شریك لك إلا شریك هو لك، تملكه و ما ملك» (17) .عرب نوعا به حشر و نشر و ثواب و عقاب و بهشت و دوزخ اعتقادى نداشتند.و بت‏ها را به منظور شفاعت در حوائج دنیوى پرستش مى‏كردند (18) .

پى‏نوشت‏ها:

1 ـ نامشان به ترتیب عامر، عمرو و عمیر است.

2 ـ مراد از «مؤنس» روز پنجشنبه است.چه عرب در آن زمان روزهاى هفته را از یكشنبه تا شنبه چنین مى‏نامید: أول، أهون، جبار، دبار، مؤنس، عروبه، شیار.شاعر عرب گوید:

أومل أن أعیش و أن یومى*ب «أول» أو ب «أهون» أو «جبار»

أو المردى «دبار» فإن أفته*ف «مؤنس» أو «عروبة» أو «شیار»

(در كتاب لسان العرب به جاى المردى «التالى» و به جاى افته «یفتنى» ثبت شده است.م).

3 ـ یعنى قبایل تیم، عدى، ثور و عكل

4) ر.ك: سوره مائده، آیه .103

5 ـ كتاب الاصنام: چاپ مصر، به تحقیق احمد زكى پاشا، ص .33

6 ـ الاصنام، ص .53

7 ـ سوره نوح آیه 23 یعنى و گفتند: رها نكنید خدایان خویش را، و رها نكنید ود را و نه سواع را و نه یغوث و یعوق و نسر را.م.

8 ـ یعنى: به جانب سعد آمدیم تا پراكندگى ما را به جمع تبدیل كند بر عكس ما را متفرق ساخت، در این صورت ما از سعد نیستیم، آیا سعد جز قطعه سنگى است در زمین بى‏گیاه كه نه به گمراهى مى‏خواند و نه به راه راست.م.

9 ـ ر.ك.به: سیرة النبى ج 1 ص 80 تا 85 چاپ مصر مصطفى البابى سال 1355 ه.

10 ـ به قول كلبى بت بنى حارث بن یشكر بن مبشر از قبیله «أزد»«ذو الشرى» نام داشت (الاصنام ص 37) .

11 ـ سوره نجم، آیه 19 ـ .20

12 ـ بر اوزان فلس و قفل و عنق و حبر، ضبط شده است.

13 ـ ر.ك: سیره ج 1، ص .87

14 ـ ر.ك: الاصنام، ص .15

15 ـ نام بتى است كه جوهرى آن را در ماده «جسد» ذكر كرده و لام را زائد گرفته است.

16 ـ ر.ك: سیرة النبى، ج 1، ص 81 ـ 95.ترجمه تاریخ یعقوبى ص .332

17 ـ تلبیه مخصوص هر یك از قبایل را در ترجمه تاریخ یعقوبى، ص 333 ـ 334 بنگرید.ترجمه این تلبیه این است: بلى، خدایا بلى، بلى براى تو انبازى نیست جز انبازى كه او از آن تو است، تو او را مالكى و او مالك نیست (و یا تو او را و هر چه را او مالك است مالكى) .م.

18 ـ قرآن مجید سوره زمر، آیه 3.سوره یونس، آیه .18

منبع:سایت حوزه




طبقه بندی: تاریخ اسلام، 
برچسب ها: بت پرستی، بتهاى قبایل عرب،
دنبالک ها: تاریخ اسلام،
درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نظر سنجی
آیا به نظر شما در مملکت اسلامی ما عدالت اجتماعی وجود دارد؟





نویسندگان
وصیت نامه شهدا
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
لوگوی دوستان

قالب وبلاگ