تبلیغات
بسوی بینهایت - تاریخ اسلام> روم در عصر بعثت
بسوی بینهایت
ما آمده ایم تا سرباز مهدی فاطمه(س) شویم
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 5 بهمن 1389 توسط مصیب شجاعی

وضع عمومى روم مقارن ظهور اسلام

روم آن روز،دست كمى از رقیب خود،«ایران‏»نداشت جنگهاى داخلى،و ستیزه‏هاى خارجى كه دائما با ایران،بر سر«ارمنستان‏»و غیره داشت،مردم آنجا را براى پذیرش یك انقلاب جدید آماده مى‏ساخت.اختلافات مذهبى،بیش از هر چیز در توسعه این اختلافات دخالت داشت.در میان بت پرستان و مسیحیان شعله جنگ خاموش نمى‏شد، هنگامى كه رجال كلیسا حكومت را به دست گرفتند،رقباى خود را سخت تحت فشار نهاده، و این خود به ایجاد یك اقلیت ناراضى كمك مى‏كرد،و عامل بزرگى را كه براى پذیرش دین اسلام و استقبال‏گرم ملت روم،از این نهضت،مى‏توان شمرد،محرومیت دسته‏هاى مختلف در اثر خشونت رجال كلیسا بود.اختلاف كشیشان از یك طرف،و مسلكهاى گوناگون مذهبى از طرف دیگر،روز بروز از سطوت و قدرت امپراطورى روم مى‏كاست.


گذشته از اینها پیوسته سفید پوستان و زردپوستان طرف شمال و مشرق،در نظر داشتند كه نقاط حاصل خیز اروپا را به دست آورند،و گهگاه در تصادمات،خسارتهاى هنگفتى به یكدیگر وارد مى‏كردند و این خود سبب شد كه امپراطورى روم،دو نیمه شده و به دو بلوك شرقى و غربى تقسیم گردید.تاریخ نویسان معتقدند كه:اوضاع سیاسى و اجتماعى و مالى روم،در قرن ششم،بسیار آشفته بود.حتى تفوق روم بر ایران را گواه قدرت نظامى وى نمى‏دانند،بلكه معتقدند كه شكست ایران،معلول بى‏نظمى دستگاه حاكمه ایران بوده است.این دو كشور كه تاج سیادت و سیاست جهان را بر سر نهاده بودند،در عصر طلوع اسلام با یك وضع هرج و مرج به سر مى‏بردند.بدیهى است كه این اوضاع یك آمادگى و تشنگى فوق العاده‏اى،براى پذیرش یك آئین صحیح،كه به اوضاع زندگى آنها سر و سامانى مى‏بخشد،ایجاد مى‏نماید.

بحثهاى موسمى در روم

در برخى از كشورها جمعى بى كار و هوسران،یك سلسله مسائل پوچ و بى‏معنى را به منظورهاى غیر صحیح،مطرح مى‏سازند و عمر گرانبهاى مردم را هدر مى‏دهند.ما براى این مطلب،نمونه و گواههاى زیادى در بسیارى از كشورهاى مشرق زمین داریم،كه فعلا مجال بحث آن نیست.اتفاقا روم آن روز بیش از همه،گرفتار این نوع مسائل بود.مثلا امپراطوران روم و رجال سیاسى،بر اثر پیروى از برخى از دستگاههاى مذهبى معتقد بودند كه:مسیح،دو طبیعت و دو مشیت دارد،ولى برخى از مسیحیان‏«یعقوبى‏»قائل بودند كه وى فقط یك طبیعت و یك مشیت دارد.همین مسئله بى‏اساس، لطمه شدیدى بر استقلال و هماهنگى روم زد و شكاف عمیقى در میان آنان ایجاد كرد به طورى كه دستگاه حاكمه مجبور بود از عقائد خود دفاع كند و براى همین جهت مخالفان را سخت تحت تعقیب قرار داد و همین فشار و انزجار روحى سبب شد كه برخى به دولت ایران پناه برند،و هم اینها بودند كه در برخورد با سپاه اسلام سنگرها را خالى نمودند،و با آغوش باز سپاه اسلام را استقبال كردند.

روم آن روز،درست مانند قرون وسطاى اروپا بود كه‏«فلاماریون‏»،ستاره‏شناس معروف، داستان زیر را پیرامون سطح فرهنگ اروپا در قرون وسطى شرح مى‏دهد.كتاب‏«مجموعه لاهوتیه‏»،مظهر كامل حكمت‏«اسكولاستیك‏»،در قرون وسطى بود،و چهار صد سال به عنوان یك كتاب رسمى در اروپا تدریس مى‏شد.قسمتى از آن كتاب تحت این عنوان بحث مى‏كند:آیا چند فرشته ممكن است در نوك سوزن جاى گیرد؟و یا از مردمك چشم چپ پدر جاویدانى تا مردمك چشم راست وى،چند فرسنك است؟!

روم واژگون بخت،در عین اینكه آن همه ستیزه‏هاى خارجى گریبانگیرش بود،سیل اختلافات داخلى كه اكثر به رنگ مذهب جلوه مى‏كرد،هر روز كشور را به لب پرتگاه نزدیك مى‏ساخت.یهود كه یك ملت‏شرور و دسیسه باز بودند،چون دیدند كه فشار امپراطور مسیحى روم از حد گذشت،نقشه‏هائى براى برانداختن دولت روم كشیدند و یك بار هم شهر«انطاكیه‏»را تصرف نمودند،و گوش و بینى و لب اسقف بزرگ شهر را بریدند. حكومت روم به منظور انتقام،پس از مدتى یهودیان‏«انطاكیه‏»را قتل عام كرد.این كشت و كشتار بى‏رحمانه،میان دو ملت‏یهود و نصارى در روم چند بار تكرار شد،و گاهى موج كینه‏جوئى به خارج از كشور نیز سرایت مى‏كرد.مثلا یهودیان،یك مرتبه هشتاد هزار مسیحى را از ایران خریدند و به منظور انتقام از مسیحیان،مانند گوسفند سر بریدند.

این جاست كه خواننده گرامى مى‏تواند دورنماى تاریك و پر هرج و مرج جهان معاصر با طلوع اسلام را مشاهده كند و اعتراف نماید كه این تعالیم عالى نجات بخش،از آن محیط ظلمت زده،زائیده فكر بشر نیست،و این نسیم فرح بخش وحدت و اتفاق و آهنگ صلح و صفا كه هدف آئین اسلام است،سرچشمه‏اى جز غیب ندارد.چطور مى‏توان گفت اسلامى كه حتى به حیوانات حق حیات داده،مولود چنین محیط خون آشام است.

اسلام،تمام این بحثهاى بى‏اساس را در باره اراده و مشیت عیسى‏«ع‏»از بین برد، و در شناسائى مسیح چنین فرمود:

«مسیح فرزند مریم پیامبرى بیش نبود كه پیش از وى پیامبران آمده بودند،و مادر وى زن پاكدامن و راستگوئى بود،در عین حال هر دو غذا مى‏خوردند و بشر بودند» (1) .

این آیه،بسیارى از مباحث‏بیهوده رجال كلیسا را درباره روح و خون و هویت عیسى خاتمه داد.چنانكه با تعالیم عالى و زنده كردن ملكات فاضله،بشر را از ماجراجوئى و خونریزى بازداشت.

پى‏نوشت‏ها:

1. ما المسیح بن مریم الا رسول قد خلت من قبله الرسل و امه صدیقة كانا یاكلان الطعام.(مائده-آیه 75).

منابع:

1  ـ كتاب: فروغ ابدیت، ج 1، ص 69 نویسنده: جعفر سبحانى

2 ـ www.hawzah.net


طبقه بندی: تاریخ اسلام، 
برچسب ها: اسلام، تاریخ اسلام، جهان در عصر بعثت، روم،
درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نظر سنجی
آیا به نظر شما در مملکت اسلامی ما عدالت اجتماعی وجود دارد؟





نویسندگان
وصیت نامه شهدا
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
لوگوی دوستان

قالب وبلاگ