تبلیغات
بسوی بینهایت - علی باکری، بدون روتوش
بسوی بینهایت
ما آمده ایم تا سرباز مهدی فاطمه(س) شویم
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 22 اسفند 1389 توسط مصیب شجاعی

زندگی و مبارزه برادر بزرگ باکری ها که صفحات تاریخ ارومیه نشانی از او ندارد

شهید علی باکری

سال 1387 در برخی رسانه های کشور اخباری درباره درخواست همسر شهید حمید باکری از نمایندگان مجلس منتشر شد که طی آن خواسته شده بود از رای اعتماد به صادق محصولی وزیر پیشنهادی رئیس جمهور برای تصدی وزارت کشور خودداری کنند.
شاید بتوان علت این اقدام را در رفتارها و موضع گیری های صادق محصولی در سالهای ابتدایی دهه 60 ( بعنوان فرماندار ارومیه ) در مقابل شهید مهدی باکری (شهردار وقت) و شهید حمید باکری ( از فرماندهان بسیج ارومیه) جستجو کرد. آن هنگام که این دو شهید مظلوم به جرم برادر بودن با یکی از اعضای هسته مرکزی اولیه سازمان مجاهدین خلق ایران، همواره از سوی عده ای ناآگاه مورد سرزنش و حتی لعن و نفرین قرار گرفته و بدترین تهمت ها و برچسبهای ناچسب را صبورانه به جان خریدند.
این دوره از زندگی باکری ها دوره ای است که تاکنون هیچ راوی منصفی روایت نکرده و هیچ مورخ عادلی ننگاشته است.«روایت فتح» هم  راوی منصفی نبود و در مجموعه 14 قسمتی باکری ها به این دوران اشاره ای نکرد،سردار حسین علایی ( از فرماندهان سپاه و از همرزمان باکری ها) هم که معمولا در همه مراسمات یادبود باکریها سخنرانی می کند و یا در برنامه های تلویزیونی شرکت می کند سخنی از آن ایام سخت تهمت و افترا بر زبان نیاورده است.
شاید هم سخن گفتن از آن دوران چنان کار دشواری است که نگارنده به اقتضای سن و سالش از درک آن عاجز است. اما آنچه مسلم است اینکه در طول سالیان بعد از انقلاب بسیاری از نیروهای متعهد در ارومیه بودند که چنین دورانهای سختی را سپری کرده اند و با موجی از تهمت ها و نامرادی ها بدرقه شده اند.
متاسفانه هنوز هم هستند مخلصین بی ادعایی که اسیر جوسازی های تازه به دوران رسیده های پرمدعا شده اند.
یاد آن جمله ماندگار و بی نظیر سید شهیدان اهل قلم می افتم که فرمود:« آه از دهر آنگاه که بر مراد سفلگان می چرخد!!»
سالهاست که برادران باکری به واسطه تلاشهای صادقانه شان در عرصه خدمت به مردم و میهن عزیز اسلامی مان و در راه حفظ و اعتلای نظام و انقلاب به نماد و الگویی ارزشمند برای منطقه آذربایجان علی الخصوص آذربایجان غربی و ارومیه تبدیل شده اند.



این دو شهید بزرگوار علی رغم اینکه از سوی برخی از نیروهای آگاه، مورد بی مهری قرار گرفتند، اما از وفاداری و اخلاص خود نسبت به امام، انقلاب و میهن ذره ای نکاستندو مصمم تر از قبل تا آنجا پیش رفتند که مثال عباس(ع) و حسین(ع) جان خود را فدای آرمانهایی کردند که ملت بزرگ ایران آنها را با چنگ و دندان کسب کرده بود.
اگر آن سالهای سخت و شرم آور را کنار بگذاریم، در بقیه سالهای پس از شهادت شان همواره در مجالس و برنامه های مختلف مورد تکریم و تجلیل مردم و مسئولین قرار گرفته اند و شاید به جرات بتوان گفت که صدها برنامه تلویزیونی، کتاب، مقاله و ... در رثای این عزیزان پخش و منتشر شده است.
اما آنچه در این میان مورد غفلت همه ما قرار گرفته، بحث و بررسی پیرامون نقش تاریخی و تاثیر غیر قابل انکار مردی است که مبارزه علیه ظلم و ایستادگی در برابر طاغوت را در معنای حقیقی اش، نه تنها به دو برادر بعد از خود(مهدی و حمید) بلکه به تمام ارومیه آموخت و حال و هوای مبارزه و مقاومت را به کوچه پس کوچه های این شهر پاشید.
او کسی نیست جز علی(بهروز) باکری، برادر بزرگتر مهدی و حمید باکری که نام او در میان صفحات سرشار از کینه و غرض تاریخ این شهر گم شده است.
بهروز باکری که به سبب شدت عشق و علاقه اش به مولا و سرورمان علی بن ابیطالب(ع) نام کوچک شناسنامه ای اش را به «علی» تغییر داد، در سال 1322 از آنجا که پدرش کارمند کارخانه قند میاندواب ولی از اهالی ارومیه بود، در میاندوآب متولد شد.
در سال 1341 رتبه اول کنکور سراسری را کسب کرد و موفق شد در رشته مهندسی شیمی دانشکده فنی دانشگاه تهران پذیرفته شود.
 از همان ابتدای دوران دانشجویی تحت تاثیر جریانات مبارزاتی همچون جبهه ملی، نهضت آزادی و نیز واقعه 15 خرداد قرار گرفت.
وی با داشتن زمینه مذهبی به مطالعه کتابهای مهندس بازرگان و آیت الله ناصر مکارم شیرازی روی آورد و در سالهای دوم و سوم دانشگاه به جریان نهضت آزادی جذب شد.
علی باکری در اواسط سال 1344 با معرفی «ناصر صادق» در کلاسهای مطالعاتی که توسط « سعید محسن» اداره می شد شرکت کرد و از این طریق بود که اولین تماسهای وی با سازمان مجاهدین خلق برقرار شد.
در سال 1345 وی با کسب رتبه اول دانشگاه فارغ التحصیل شد و بعنوان استادیار شیمی و داروسازی دانشگاه آریامهر( صنعتی شریف فعلی) مشغول تدریس شد و تا اواخر سال 1347 فقط به کار مطالعاتی و بحث و بررسی موضوعات مختلف عقیدتی و سیاسی پرداخت.
از ابتدای سال 1348 به عضویت کادر مرکزی سازمان مجاهدین درآمد و در واقع پس از بنیانگذاران اصلی سازمان و شخص «علی اصغر بدیع زادگان» نخستین عضوی بود که به مرکزیت مجاهدین خلق راه یافت.
مبارزان شاخص و سرشناس بسیاری همچون شادروان «مجید شریف واقفی» و« محمد حنیف نژاد» که بعدها به درجه رفیع شهادت نائل شدند، از طریق علی باکری و با راهنمایی او جذب سازمان شدند.
البته مجاهدین دیگری همچون«بهمن بازرگانی» و «محمد بازرگانی» نیز بواسطه همشهری بودنشان با علی، به کمک او وارد فعالیتهای مبارزاتی شدند که محمد بازرگانی در سال 51 اعدام شد ولی برادرش بهمن پس از پیروزی انقلاب اسلامی و آزادی از زندان به خارج گریخت و اکنون نیز در فرانسه سکونت دارد.
علی باکری پنجم مرداد ماه 1349 به اتفاق «رضا رضایی» در تربت حیدریه مورد سوء ظن ماموران قرار گرفت و بازداشت شد اما پس از مدت کوتاهی آزاد گردید.
وی در اواسط همان سال از شغل خود در دانشگاه استعفا داد و به بهانه ادامه تحصیل با اخذ گذرنامه رسمی از راه دبی به بیروت رفت و در آنجا در مورد  تعلیمات نظامی اعضای سازمان با مسئولین جنبش فتح مذاکره کرد. پس از آن در اواخر سال 1349 بمنظور شناسایی سازمانها و گروههای مبارز خارج از کشور به اتفاق بدیع زادگان وارد فرانسه شد.
علی در اردیبهشت ماه سال 50 از پاریس به بیروت بازگشت و مقادیر زیادی اسلحه و مهمات تهیه کرد و در تیرماه همان سال با کوله باری از دانش انفجاری و تجربیات فراوان انقلابی و ابتکار جدید در عرصه استراتژیک از پایگاه فلسطین به ایران بازگشت و از طریق برادر کوچک ترش«حمید» چهار قبضه مسلسل، سه قبضه اسلحه کمری،150 تیر فشنگ کالیبر 9 میلیمتری و خفیف و 500 عدد نارنجک و بمب گاما ساخته اسپانیا را با جاسازی در چمدان بصورت قاچاقی وارد کشور کرد.
وی پس از ورود به کشور در ارتباط با مسئولیت قبلی خود بعنوان سرپرست گروه شیمی، جزوه ای نیز در باره مواد منفجره تدوین نمود.
روز اول شهریور ماه 1350 با هجوم گسترده نیروهای ساواک و کمیته مشترک ضد خرابکاری به خانه تیمی سازمان مجاهدین خلق، 42 تن از اعضای آن دستگیر شدند که در میان آنها 11 نفر از اعضای کادر مرکزی سازمان وجود داشتند.
علی باکری پس از این اتفاق که به «ضربه شهریور» معروف است معتقد به این شد که:« شرایط تغییر کرده و باید تز قیام مسلحانه را کنار گذاشت و به حرکتهای چریکی اکتفا کرد و تیم ها را فعال کرد، چریک های فدایی نیز هم در شهر مبارزه را شروع کردند و هم در جنگل سیاهکل». این دیدگاه وی با اینکه رهبر سازمان نبود، بسیار پیشتازانه بود.
در ششم شهریور ماه 1350 علی باکری هم در منزل یکی از دوستانش دستگیر شد.
لطف اله میثمی در خاطرات خود عنوان می کند که :« علی باکری در بند عمومی مبتکر فرار از زندان بود، و بیشترین ارتباطاتی که از بیرون گرفته می شد از طریق او بود، البته اگر طرح او موفق می شد پیروزی بزرگی به دست می آمد، اما اتفاقاتی افتاد و ما را دوباره از بند عمومی به انفرادی بردند و طرح فرار عقیم ماند.به هر حال تجربه ارزشمندی بود و آنقدر دقیق بود که ساواک و زندانبانها هیچ گاه اطلاعی از آن به دست نیاوردند.»
میثمی در بخش دیگری از خاطات خود می نویسد:«باکری جمع بندی های خوبی داشت، همه در بند عمومی با کارهایی سرشان را گرم می کردند، اما او دائم قدم می زد و فکر می کرد، بیانش صریح بود و روی ماطب تاثیر می گذاشت»
با شکوفایی بهار سال 51 نوع نگاه و بینش او در جریان محاکمه اش ، گویشی تازه از حرکت سالار شهیدان حضرت امام حسین(ع) ارائه داد. در آن زمان در آموزش های جاری سنتی می گفتند تحقیق روی نهضت امام حسین(ع) به گمراهی منجر می شود چرا که در نهایت به این نکته می رسد که : اگر امام حسین(ع) علم داشته که شهید می شود پس چرا خود را به هلاکت انداخت؟ و اگر علم نداشته بنابراین علم امام نقض می شود! اما باکری با الهام از حرکت امام حسین(ع) در اندیشه و خط مشی خود بینش جدیدی را ارائه کرد، او از موقعیت اجتماعی ، تحصیلات، سرمایه و حتی عشق به دختری که گویا از مدتها پیش در ارومیه نامزد کرده بود گذشت و با علم به اینکه در قبال این ایثار نباید به چیزی دل خوش کند، با الهام از قیام حضرت اباعبدالله الحسین(ع) به این نتیجه رسید که وقتی ظلم در اجتماع سنت می شود تنها راه مبارزه با ن شورش و طغیانی عاشقانه و گذشتن از همه چیز است.
علی(بهروز) باکری با شکوهترین فراز زندگی اش را با جمله ای که در بیدادگاه نظامی شاه بر زبان آورد فریاد کرد:«عمر متوسط یک مجاهد شش ماه است!» این جمله عمق کلام و درک شگفت انگیز وی را از زندگی و مبارزه نشان می دهد که علم به شهادت در راهی پر پیچ و خم غیر از نیت کردن برای کشته شدن است.
او ضمن تلاش برای بقاء می دانست راهی که در آن گام نهاده، راهی پرخطر است و به شهادت منجر می شود. او از همه وابستگی ها دل کند و وارهید. او عاشق پیشه ای بود که عاشقی را قمار نمی دانست و هیچ چشم انداز و روزنه ای برای «برد» نداشت.
یکی از مهمترین دلایلی که سبب شد تا نام علی باکری کمتر از سایرین مطرح شود محاکمه غیرعلنی و مرموز وی بود بطوریکه به اذعان بسیاری، علی تنها عضو سازمان مجاهدین بود که هرگز مشخص نشد در چه زمانی و در چه دادگاهی محاکمه شد. این مطلب را هم لطف الله میثمی در خاطرات خود مطرح کرده است و هم در کتاب «محاکمات سیاسی در ایران» به قلم «بهروز طیرانی» آمده است.
سرانجام این مبارز بزرگ به همراه محمد بازرگانی( که اونیز از اعضای سازمان و اهل ارومیه بود)، مهندس ناصر صادق و مهندس علی میهن دوست در سحرگاه 30 فروردین ماه سال 1351 قدم به میدان چیتگر گذارد و سینه خود را به جوخه اعدام سپرد و بصورت مخفیانه توسط ساواک در قطعه 33 بهشت زهراء تهران دفن گردید.
مزار او در کنار مبارزان سرشناس قبل از انقلاب همچون علی اصغر بدیع زادگان، خسرو گلسرخی، محمد حنیف نژاد،سعید محسن، ناصر صادق و ... قرار دارد.
علی با شهادت و اندیشه خود همان پیام را به برادرانش حمید ومهدی انتقال داد تا 10 سال بعد، در آزادسازی خرمشهر در سوم خرداد 1361 نقش موثر خود را بازی کنند، همان کسانیکه دلاورانه در خط مقدم جبهه ها حضور یافتند با آنکه می دانستند شهید می شوند اما به یقین رسیده بودند که شهادت شان عین پیروزی عشق و پاکی است.
در مجموع، آنچه ذکر شد نشان می دهد که هیچ دلیلی که ثابت کند علی باکری قبل از شهادت اش تغییر مرام داده و مارکسیست شده است وجود ندارد؛ چرا که انقلاب ایدئولوژیک سازمان مجاهدین خلق و اعلام رسمی پذیرش مارکسیسم و تغییر مرام سه سال پس از شهادت باکری یعنی در سال 1354 صورت گرفت و علی تا آخرین لحظات زندگی دنیایی اش به اصول و مبانی دین مبین اسلام و مکتب آزادیخواهانه اهل بیت(ع) معتقد و به شدت وفادار ماند.
پس از شهادت او، مردم مبارز و انقلابی ارومیه بمنظور گرامیداشت و زنده نگهداشتن یاد و خاطره آن مبارز خستگی ناپذیر نام یکی از خیابانهای اصلی این شهر(فرح) را بصورت غیررسمی به نام علی باکری تغییر دادند، همچنین نام یکی از مساجد واقع در همان خیابان را به یاد او مسجد« علی شهید» نامگذاری کردند.
البته خیابانی که بنام باکری در ارومیه شناخته می شود هم اکنون نام علی را در پیشوند خود نمی بیند و به جای آن نام شهید مهدی بر روی تابلوی خیابان خودنمایی می کند. اما کوچه ای که مسجد «علی شهید» در آن واقع است همچنان به کوچه «علی شهید» معروف است.

از راست: شهیدان علی باکری - مهدی باکری -حمید باکری


منبع:آینا نیوز http://www.ainanews.com



طبقه بندی: شهدا، 
برچسب ها: شهیدان علی باکری - مهدی باکری -حمید باکری، علی باکری،
درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نظر سنجی
آیا به نظر شما در مملکت اسلامی ما عدالت اجتماعی وجود دارد؟





نویسندگان
وصیت نامه شهدا
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
لوگوی دوستان

قالب وبلاگ