تبلیغات
بسوی بینهایت - آداب و رسوم ناپسند اعراب جاهلی 1
بسوی بینهایت
ما آمده ایم تا سرباز مهدی فاطمه(س) شویم
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 22 اسفند 1389 توسط مصیب شجاعی

احكام و قوانین عرب

آنها حج و عمره و احرام وطواف و سعى و وقوف در مشعر و منى را انجام مى‏دادند،و غسل‏جنابت مى‏كردند،و مضمضه و استنشاق و باز كردن فرق سر،ومسواك و استنجاء و ناخن گرفتن و موى زیر بغل را مى‏ستردند.

و با مادران و دختران خود ازدواج نمى‏كردند.

و شریعت اسلام این احكام را امضا كرد.

و بر كسى كه زن پدر خود را مى‏گرفت عیب مى‏گرفتند،واو را«ضیزن‏»مى‏نامیدند.و دست راست دزد را مى‏بریدند.

و دو خواهر را با هم ازدواج مى‏كردند كه شریعت اسلام‏جلوى اینكار را گرفت.

و ظهار را طلاق محسوب مى‏داشتند.

و عده وفات زن یكسال بود.


و چون كارى بر ایشان مشتبه مى‏شد براى رفع تردید به نزدكاهنان مى‏رفتند و به پرندگان در كارهاى خود فال مى‏زدند، یعنى هنگامى كه آهنگ كارى مى‏كردند هر پرنده‏اى را كه‏مى‏دیدند چه به نام آن پرنده و چه به پروازش از سمت راست وچپ و چه به آواز و صداى آن و بلكه به مقدار صدا و گاهى به‏جاى افتادن و نشستن آن پرنده فال مى‏زدند،كه شریعت اسلام‏همه آنها را باطل دانسته و از بین برد. (1)

اهل حمس و بدعتهاى قریش

ابن اسحاق گفته:و از بدعتهائى كه قریش گزارده بودندبدعت‏«حمس‏» (2) بود،كه گفتند از آنجائى كه ما فرزندان‏ابراهیم و اهل حرم و والیان خانه خدا و ساكنان شهر مكه هستیم‏و كسى دیگر داراى چنین حق و منزلتى نیست ما نباید ماننددیگران حرمت‏خارج حرم را مانند حرمت داخل حرم داشته‏باشیم و از اینرو وقوف به عرفة و افاضه از آنجا را(كه خارج حرم‏بود)ترك كردند،با اینكه اقرار و اعتراف داشتند كه از مشاعر ومناسك حج و آئین ابراهیم علیه السلام است.

و بتدریج قبائل خزاعة و كنانة نیز در این بدعتها و قوانین خودرا سهیم دانسته و به شیوه آنها عمل مى‏كردند...و اینان‏بدعتهاى دیگرى را نیز معمول داشتند مانند اینكه گفتند:اهل‏«حمس‏»در حال احرام نباید از دوغ كشك بسازند و با روغن‏غذا طبخ كنند و در چادر موئى وارد شوند و جز در زیر سایه چادرچرمى نروند...و كم‏كم پا را فراتر نهاده گفتند: كسانى كه ازخارج حرم به منظور حج‏یا عمره پاى در حرم مى‏گذارند نباید از غذائى كه از بیرون حرم با خود آورده‏اند استفاده كنند،وجامه‏اى كه با خود آورده‏اند در نخستین طوافى كه انجام‏مى‏دهند بپوشند بلكه باید جامه اهل‏«حمس‏»را بپوشند و اگرجامه‏اى از آنها نیافتند برهنه طواف كنند و چنانچه كسى از آنهابه این دستور عمل نكرد و با جامه خود طواف كرد باید پس ازطواف آن جامه را بیندازد و از آن پس خود او یا دیگرى حق نداردهیچگاه از آن جامه استفاده كند...

و بدنبال همین قانون بود كه گاهى رسوائى‏ها ببار مى‏آمد،زیرا مردان كه ناچار بودند برهنه طواف كنند و زنان نیز همه‏جامه‏هاى خود را بیرون مى‏آوردند جز جامه زیرین خود را كه‏معمولا از جلو یا عقب شكافى داشت و از اینرو گاهى مردانى‏براى تماشا و چشم چرانى مى‏آمدند و زنان را تماشا مى‏كردند وكار این رسوائى بجائى رسید كه یكى از همان زنانى كه باآنوضع طواف مى‏كرد-و برخى نامش را قضاعة دختر عامر بن‏صعصعة-ذكر كرده‏اند در حالى كه طواف مى‏كرد به عنوان طنزاین شعر را مى‏خوانده و مى‏گفت:

الیوم یبدو بعضه او كله×و ما بدا منه فلا احله‏و بدنبال آن نیز سخنانى گفته‏اند كه نگارنده از نقل آن در اینجا شرم دارد. (3)

پى‏نوشتها:

1-نهایة الارب-چاپ بغداد-ص 408-409.

2-حمس جمع احمس به معناى متصلب و سخت كوش در دین است،و چون‏قریش خود را این چنین مى‏پنداشتند این نام را بر خود نهاده و خود را اهل حمس‏مى‏دانستند.

3-در پاورقى سیره ابن هشام(ج 1 ص 202)در ذیل این داستان از برخى نقل كرده‏كه رسول خدا(ص)از آن زن خواستگارى كرد و چون به آنحضرت گفتند كه اوزن متكبره‏اى است آنحضرت از ازدواج با او صرفنظر كرد...!و سپس در صددتوجیه برآمده كه بهتر است‏خودتان در آن كتاب مطالعه كنید و ما را از ادامه این‏گفتار معذور دارید!

درسهایى از تاریخ تحلیلى اسلام جلد 2صفحه 157 و 167

رسولى محلاتى

منبع:سایت حوزه


طبقه بندی: تاریخ اسلام، 
برچسب ها: ضیزن، اهل حمس و بدعتهاى قریش، عده وفات زن، احكام و قوانین عرب، آداب و رسوم ناپسند اعراب جاهلی،
دنبالک ها: تاریخ اسلام،
درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نظر سنجی
آیا به نظر شما در مملکت اسلامی ما عدالت اجتماعی وجود دارد؟





نویسندگان
وصیت نامه شهدا
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
لوگوی دوستان

قالب وبلاگ