تبلیغات
بسوی بینهایت - سال ولادت پیامبر(ص)
بسوی بینهایت
ما آمده ایم تا سرباز مهدی فاطمه(س) شویم
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 5 خرداد 1390 توسط مصیب شجاعی
زمان سال ولادت و دوران حمل
كتاب: فروغ ابدیت، ج 1، ص 151
نویسنده: جعفر سبحانى
شاید یكى از پراختلاف‏ترین مسایل تاریخ زندگانى پیغمبر اسلام اختلاف موجود در تاریخ ولادت آن بزرگوار باشد كه اگر كسى بخواهد همه اقوال را در این باره جمع‏آورى كند به بیش از بیست قول مى‏رسد.

عموم سیره نویسان اتفاق دارند كه،تولد پیامبر گرامى در عام الفیل،در سال 570 میلادى بوده است.زیرا آن حضرت به طور قطع،در سال 632 میلادى درگذشته است،و سن مبارك او 62 تا 63 بوده است.بنابراین،ولادت او در حدود 570 میلادى خواهد بود.

اكثر محدثان و مورخان بر این قول اتفاق دارند كه تولد پیامبر،در ماه‏«ربیع الاول‏»بوده،ولى در روز تولد او اختلاف دارند.معروف میان محدثان شیعه اینست كه آن حضرت،در هفدهم ماه ربیع الاول،روز جمعه،پس از طلوع فجر چشم به دنیا گشود،و مشهور میان اهل تسنن اینست كه ولادت آن حضرت،در روز دوشنبه دوازدهم همان ماه اتفاق افتاده است. (1)

از این دو قول كدام صحیح است؟

بسیارى جاى تاسف است كه روز میلاد و وفات رهبر عالیقدر اسلام،بلكه موالید و وفیات بیشتر پیشوایان مذهبى ما،به طور تحقیق معین نیست.این ابهام سبب شده كه بسیارى از روزهاى جشن و سوگوارى ما از نظر تاریخ قطعى نباشد،در صورتى كه دانشمندان اسلام،نوعا وقایع و حوادثى را كه در طى قرون اسلامى رخ داده است،با نظم مخصوصى ضبط كرده‏اند،ولى معلوم نیست چه عواملى‏در كار بوده كه میلاد و وفات بسیارى از آنها به طور دقیق ضبط نگردیده است.

فراموش نمى‏كنم هنگامى كه دست تقدیر،نگارنده را به سوى یكى از شهرهاى مرزى‏«كردستان‏»ایران كشانیده بود،یكى از دانشمندان آن محل این موضوع را با من در میان گذارد و بیش از حد اظهار تاسف نمود و از سهل انگارى نویسندگان اسلامى بسیار تعجب مى‏كرد،و مى‏افزود:چطور آنان در یك چنین موضوع اختلاف نظر دارند. نگارنده به او گفت:این موضوع تا حدودى قابل حل است.اگر شما بخواهید بیوگرافى و شرح حال یكى از دانشمندان این شهر را بررسى كنید و فرض كنیم كه این دانشمند پس از خود اولاد و كسان زیادى از خود به یادگار گذارده باشد،آیا به خود اجازه مى‏دهید كه با بودن فرزندان مطلع،و فامیل بزرگ آن شخص،كه از خصوصیات زندگانى او طبعا آگاهند،بروید شرح زندگانى او را از اجانب و بیگانگان،یا از دوستان و علاقمندان آن شخص درخواست كنید؟بطور مسلم وجدان شما چنین كار را اجازه نمى‏دهد.

رسول گرامى از میان مردم رفت،و فامیل و فرزندانى از خود به یادگار گذارد، بستگان و كسان آن حضرت مى‏گویند:اگر رسول خدا پدر ارجمند ماست،و ما در خانه او بزرگ و در دامن مهر او پرورش یافته‏ایم،بزرگ خاندان ما،در فلان روز به دنیا آمده و در فلان ساعت معین،چشم از جهان بربسته است.آیا با این وضع جا دارد كه قول فرزندان او را نادیده گرفته و نظر دور افتادگان و همسایگان را بر قول آنان ترجیح دهیم؟!

دانشمند مزبور،پس از شنیدن سخنان نگارنده سر به زیر افكند،و سپس گفت:گفتار شما مضمون مثل معروف است كه:«اهل البیت ادرى بما فی البیت‏»و من نیز تصور مى‏كنم كه قول امامیه،در خصوصیات زندگى آن حضرت كه ماخوذ از اولاد و فرزندان و نزدیكان اوست،به حقیقت نزدیكتر باشد.سپس دامنه سخن به جاهاى دیگر كشیده شد كه فعلا جاى بازگوئى آنها نیست.

دوران حمل
معروف این است كه نور وجود آن حضرت،در ایام تشریق(یازدهم و دوازدهم و سیزدهم از ماه حج را ایام تشریق مى‏نامند)در رحم پاك‏«آمنه‏»قرار گرفت (2) .ولى این مطلب با آنچه میان عموم مورخان مشهور است كه میلاد آن حضرت در ماه‏«ربیع الاول‏»بوده است،سازگار نیست.زیرا در این صورت،باید دوران حمل‏«آمنه‏»را،سه ماه و یا یكسال و سه ماه بدانیم،و این خود از موازین عادى بیرون است و كسى هم آن را از خصائص پیامبر نشمرده است. (3)

محقق بزرگ،شهید ثانى(911-966)اشكال مزبور را چنین حل كرده است كه:فرزندان اسماعیل به پیروى از نیاكان خود،مراسم حج را در«ذى الحجه‏»انجام مى‏دادند، ولى بعدا به عللى به این فكر افتادند كه مراسم حج را هر دو سال در یك ماه انجام دهند.یعنى دو سال در«ذى الحجه‏»،و دو سال در«محرم‏»،و بهمین ترتیب. بنابراین،با گذشتن بیست و چهار سال،دو مرتبه ایام حج‏به جاى خود باز مى‏گردد و رسم اعراب بر همین جارى بود،تا این كه در سال دهم هجرت كه براى اولین بار،ایام حج‏با ذى الحجه تصادف كرده بود،پیامبر گرامى با القاء خطبه‏اى،از هر گونه تغییر اكیدا جلوگیرى فرمود،و ماه ذى الحجه را ماه حج معرفى نمود (4) و این آیه در خصوص جلوگیرى از تاخیر ماههاى حرام كه رسم عرب جاهلى بود نازل گردیده است:

انما النسی‏ء زیادة فی الكفر یضل به الذین كفروا یحلونه عاما و یحرمونه عاما» (5) .

«تغییر دادن ماههاى حرام نشانه فزونى كفر است.كسانى كه كافرند بوسیله آن گمراه مى‏شوند یكسال آن را حلال مى‏شمارند و یكسال حرام‏».

روى این جریان،ایام تشریق در هر دو سال در گردش بوده است.اگر روایات مى‏گوید كه:نور آن حضرت در ایام‏«تشریق‏»،در رحم مادر قرار گرفته و در هفدهم ربیع الاول از مادر متولد گردیده است،این دو مطلب با هم منافات ندارند.زیرا در صورتى منافات پیدا مى‏كنند كه،منظور از ایام تشریق همان یازدهم و دوازدهم و سیزدهم‏«ذى الحجه‏»باشد.ولى همان طورى كه توضیح داده شد،ایام تشریق پیوسته در تغییر و تبدیل بوده و ما با محاسبات به این مطلب رسیدیم كه در سال حمل و ولادت آن حضرت، ایام حج مصادف با ماه جمادى الاولى بوده است.و چون آن حضرت در ربیع الاول متولد گردیده،در این صورت دوران حمل آمنه تقریبا ده ماه بوده است. (6)

اشكالات این بیان
نتیجه‏اى را كه مرحوم شهید ثانى از این نظر گرفته است،صحیح نیست،و معنائى كه براى(نسی‏ء)بیان نموده،از میان مفسران،فقط‏«مجاهد»آن را برگزیده و دیگران آن را طور دیگر تفسیر كرده‏اند و تفسیر مزبور چندان محكم نیست زیرا:

اولا-مكه،مركز همه گونه اجتماعات بود و یك عبادتگاه عمومى براى تمام اعراب به شمار مى‏رفت.ناگفته پیداست كه تغییر حج در هر دو سال،طبعا مردم را دچار اشتباه مى‏كند و عظمت آن اجتماع بزرگ و عبادت دسته جمعى را از بین مى‏برد. روى این نظر بعید است كه قریش و مكیان راضى بشوند كه آنچه مایه افتخار و عظمت آنهاست،در هر دو سال در دست تحول باشد و سرانجام مردم،وقت آن را گم كنند و آن اجتماع از بین برود.

ثانیا-اگر به دقت محاسبه شود، لازمه این سخن این است كه:در سال نهم هجرت، ایام حج مصادف با ذى القعده بوده باشد.در صورتى كه در همین سال،امیر مؤمنان‏«ع‏»، از طرف پیامبر«ص‏»ماموریت‏یافت كه سوره‏«برائت‏»را در ایام حج‏براى مشركان بخواند.مفسران و محدثان متفقند كه آن حضرت،سوره مزبور را در دهم ذى الحجه خواند و چهار ماه مهلت داد و آغاز مهلت را دهم ذى الحجه مى‏دانند،نه ذى القعده.

ثالثا-معناى‏«نسی‏ء»اینست كه:چون اعراب مجراى صحیحى براى زندگانى نداشتند، غالبا از راه غارتگرى ارتزاق مى‏نمودند.از این جهت،براى آنان بسیار سخت‏بود كه در سه ماه(ذى القعده و ذى الحجه و محرم)جنگ را تعطیل كنند.از این جهت،گاهى از متصدیان كعبه درخواست مى‏كردند،كه اجازه دهند در ماه محرم الحرام جنگ كنند و به جاى آن،در ماه صفر جنگ متاركه شود،و معناى‏«نسی‏ء»همین است و در غیر محرم،ابدا(نسی‏ء) نبوده است و در خود آیه اشاره‏اى بر این مطلب دیده مى‏شود.

«یحلونه عاما و یحرمونه عاما:

یكسال جنگ را حلال و یكسال حرام مى‏كردند».ما تصور مى‏كنیم راه حل مشكل این است كه: اعراب،در دو موقع‏«حج‏»مى‏كردند.یكى ذى الحجه و دیگر ماه رجب،و تمام اعمال حج را در همین دو موقع انجام مى‏دادند.در این صورت،ممكن است مقصود از اینكه:«آمنه‏»،در ماه حج‏یا در ایام تشریق،حامل نور رسولخدا شده،همان ماه رجب باشد،و اگر تولد آن حضرت را در هفدهم ماه ربیع الاول بدانیم،در این صورت مدت حمل،هشت ماه و اندى خواهد بود.

پى‏نوشت‏ها:

1. «كافى‏»،ج 1/439.

2. فقط طریحى در«مجمع البحرین‏»،در ماده‏«شرق‏»،به صورت قولى كه گوینده آن معلوم نیست،آن را نقل كرده است.

3. رسول گرامى،این حقیقت را با جمله زیر بیان فرمود:و ان الزمان قد اشتداز كهیئته یوم خلق السماوات و الارض:زمان به نقطه‏اى كه از آنجا آغاز شده بود بازگشت،روزى كه خدا آسمانها و زمین را آفرید.

4. سوره توبه/37.

5. «بحار الانوار»،ج 15/252.

6. علامه مجلسى،در«بحار»،ج 100/253،این محاسبه را انجام داده است.علاقمندان مى‏توانند به آن جا مراجعه بفرمایند،هر چند به اشكالى كه در بالا یادآور شدیم،توجه نداده است.
منبع:سایت حوزه




طبقه بندی: تاریخ اسلام، 
برچسب ها: سال ولادت پیامبر(ص)، زمان سال ولادت و دوران حمل، ایام تشریق،
دنبالک ها: تاریخ اسلام،
درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نظر سنجی
آیا به نظر شما در مملکت اسلامی ما عدالت اجتماعی وجود دارد؟





نویسندگان
وصیت نامه شهدا
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
لوگوی دوستان

قالب وبلاگ