تبلیغات
بسوی بینهایت - نظریه ساختگى بودن نذر عبد المطلب
بسوی بینهایت
ما آمده ایم تا سرباز مهدی فاطمه(س) شویم
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 20 شهریور 1390 توسط مصیب شجاعی
 در تمامى تواریخ اسلامى و كتب مربوطه سنى و شیعى نوشته‏اند كه عبدالمطلب نذر كرده بود كه اگر خداوند ده پسر به او داد، یكى از آنها را در راه خدا قربانى كند و چون داراى ده پسر شد و قرعه زد، به نام عبدالله آمد، سپس او را با صد شتر به قرعه گذاشت و قرعه به نام شتران آمد، و شتران را به جاى عبدالله قربانى كرد!

در بعضى از تواریخ و روایات اهل تسنن نوشته‏اند كه این راى زنى جادوگر بود كه گفت: او را با قربانى كردن شتران معاوظه كنید. در صورتى كه این موضوع افسانه است و اصلى ندارد. و از عقل و درایت و دیانت عبدالمطلب كاملا به دور است.

ثقة الاسلام كلینى در «كافى‏» روایاتینقل كرده كهدلالت‏بر عظمت و جلالت و كمال ایمان و عقل و بینش روشن او دارد. از جمله امام صادق (علیه السلام) مى‏فرماید: «عبدالمطلب روز قیامت تنها و به سیماى پیغمبران وارد صحراى محشر مى‏شود» كه مى‏رساند نظر به شخصیت نافذ وعقیده و ایمان خاصى كه در عصر جاهلیت داشته به طور شاخص محشور مى‏گردد.

دلیل بر مجعول بودن این داستان امورى است كه ذیلا به آن اشاره مى‏كنیم:



1- داستان برخورد عبدالمطلب با ابرهه فرمانده حبشى بهترین گواه بر كمال عقل و درایت عبدالمطلب است كه مى‏رساند چنین كار و نذر مضحكى از وى بعید بوده است.

2- یعقوبى مورخ مشهور مى‏نویسد: عبدالمطلب در زمان جاهلیت‏سنت‏هائى داشت كه در اسلام نیز تثبیت‏شد; مانند حرام دانستن شراب، و زنا و حد زدن زناكار، و بریدن دست دزد و تبعید زنان بدنام از مكه، و جلوگیرى از زنده به گور كردن دختران و ازدواج با محارم، و سرزده وارد خانه شدن، و عریان طواف كردن، و حكم به وجوب وفاى بنذر، و احترام چهار ماه محترم(رجب، ذى‏القعده، ذى‏الحجه و محرم) و مباهله كردن (یعنى براى اثبات حقانیت نفرین كردن و حق یكدیگر) (1) بنابر این شخصى این چنین، هرگز نذرى آن چنان نمى‏كند.

3- پیغمبر در حدیث معتبر افتخار مى‏كرد كه فرزند عبدالمطلب است و مى‏فرمود: «من پیغمبرم دروغ نیست، من فرزند عبدالمطلب هستم‏» (2)

4- چطور ممكن است مردى با این بزرگوارى نذر به چیزى كند كه در اكثر شرایع آسمانى نهى شده بود و در نزد عقل بسیار زشت و از بزرگترین جنایات به شمار مى‏رفته است؟

5- نذر كردن و كشتن فرزندان به عنوان نذر براى معبود از سنن بت‏پرستان و ستاره‏پرستان (صابئین) بوده، و خداوند در قرآن مجید آن را ازجمله اعمال شنیع آنها شمرده و فرموده است: بدین گونه بسیارى از مشركین خوش داشتند كه اولاد خود را بكشند. (3)

این غیر از زنده بگور كردن دختران بوده كه قبیله بنى تمیم معمول مى‏داشتند. زیرا كه «اولاد»درآیه شریفه اعم از پسر و دختر است، و نیز غیر از كشتن اولاد به واسطه فقر و بیم از گرسنگى است، بلكه این قتلها اولاد كه مشركین معمول مى‏داشتند براى تقرب به خدا بوده است.

6- اگر بگویند شاید عبدالمطلب مانند ابارهیم مامور بوده فرزندش را در راه خدا فدار كند، مى‏گوئیم این درست نیست، چون در انى روایات صریحا مى‏گوید عبدالمطلب نذر كرده بود، مضافا به این كه اگر مامور بود مى‏باید آن را عملى سازد و دیگر قرعه انداختن معنا نداشت، و اصولا چرا نگفت: من مامور به این كارم؟

7- در سلسله راریان این داستان ساختگى و امثال آن مانند «انا ابن الذبیحین‏» افرادى ضعیف و مجهول و مهمل كه بعضى هم شیعه امامیه نبوده‏اند، قرار دارند، و به همین جهت روایات آن ضعیف و مغشوش و بیشتر از طریق عامه روایت‏شده و از آنها به شیعه سرایت كرده است.

8- علامه مجلسى مى‏گوید: شیعه اعتقاد دارد كه پدران پیغمبر تا آدم، خداپرست‏بودند،و ازفخررازى نقل مى‏كند كه گفته است: «شیعه عقیده دارد كه هیچ یك از پدران پیغمبر كافر نبوده‏اند» (4)

بنابر آنچه ذكر شد ماجراى نذر عبدالمطلب از اختراعات قصه گویان عامه بوده كه خواسته‏اند على رغم شیعه امامیه، عبدالمطلب را مانند دیگر مشركان قلمداد كنند، و كسانى امثال زمخشرى و فخر رازى و نیشابورى ازقدمایعلماى عامه و بعضى از متاخرین آنها همچون مراغى و سید قطب و بسیارى دیگر از مفسران آنها این داستان ساختگى را در تفسیر آیه; «كذلك لكثیر من المشركین قبل اولادهم شركائهم‏» نقل كرده و مصداق آن را عبدالملطلب دانسته‏اند!! تا از این راه اعتقاد خود را در مشرك دانستن پدران پیغمبر (صلى الله علیه و آله) تثبیت كنند و عقیده پاك شیعه امامیه را در این خصوص تخطئه نمایند.

شاید هم رد زمان بنى امیه براى بكه دار ساختن عبدالمطلب جد امیرالمومنین على (علیه السلام) این افسانه را ایج‏ساخته‏اند، همان طور كه فرزندش ابوطالب را مسلمان ندانسته و سعى كرده‏اند او را مشرك قلمداد كنند تا از آن راه به شخصیت امیر المومنین على (علیه السلام) لطمه وارد سازند، به شرحى كه در بخش «وفات ابوطالب‏» خواهیم گفت.

ماجراى داستان ساختگى نذر عبدالمطلب مانند برخى دیگر از مباحث این كتاب، بحمدالله براى نخستین بار توسط نویسنده وارد بحث «تاریخ اسلام‏» شده است، تا در آینده رهگشاى كسانى باشد كه مى‏خواهند در اسلام كار كنند و بدون تقلید از پیشینیان و حسن ظن به آنان، تحقیق و بررسى نمایند، و مانند بعضى‏ها بدون تحقیق كافى آنرا تكرار نكنند، و بعد ناگزیر به «توجیه مالا یرضى صاحبه‏» نشوند، و آنرا نشانه عظمت روح عبدالمطلب ندانند!

نذر و قربانى اولاد مطابق صریح قرآن از عادات ناپسند بسیارى از مشركین بوده است، و این عمل شنیع، با هیچ توجیه و ملاكى زیبنده مقام با عظمت عبدالمطلب نبوده و نیست.

داستان نذر عبدالمطلب در منابع و ماخذ عامه توام با خرافات زیاد و حكمیت زنى جادوگر و كاهن از قبیله «بنى سعد» كه عبدالمطلب با هشتصد نفر مرد براى كسب تكلیف نزد وى رفته بود، آمد، و بعضى از آن هم به كتب شیعه رخنه كرده است، ولى ما همه را دیده‏ایم، و به طور قطع مى‏گوئیم به افسانه بیشتر شبیه است تا به واقعیت.

علامه مجلسى در «بحار الانوار» به تفصیل روایات آنرا نقل كرده كه افسانه بودن همه آنها در یك نتیجه‏گیرى، به خوبى آشكار است. ما از مجموع مطالعات خود به خصوص «تاریخ اسلام‏» به روشنى دریافته‏ایم كه یا افسانه سرایان صدر اسلام ویا مغرضان بنى امیه و مخالفان حكومت الهى على (علیه السلام)، این افسانه را ساخته‏اند، تا مانند موارد دیگر مقام آنها را نزد مسلمین پایین آورند، و زمینه را براى حك.مت افراد معمولى هموار سازند، براى بنى هاشم باقى نماند. (5)

پى‏نوشتها:

1- (تاریخ یعقوبى ج 2 ص 6)

2- (انا النبى لا كذب، انا ابن عبدالمطلب)

3- (كذلك زین لكثیر من المشركین قبل اولادهم شركائهم - سوره نعام آیه 137چ)

4- (نگاه كنید به پاورقى فاضل محترم آقاى على اكبر غفارى بر، ج 3 كتاب «من لا یحضره الفقیه‏» شیخ صدوق چاپ مكتبه صدوق ص 89)

5- (نویسنده این سطور چند سال پیش، روزى ضمن گفتگو با دوست فاضل آقاى على اكبر غفارى، اظهار داشتم من در مطالعات خود در تاریخ اسلام و رجال و تراجم و حدیث و تفسیر و غیره به بسیارى از اشتباهات قدما پى برده‏ام كه در مجلدات «مفاخر اسلام‏» و «تاریخ اسلام‏» و سایر آثارم برخى از آنها را یادآور شده‏ام.

ایشان هم گفتند من نیز در بسیارى از موارد كه كتب حدیث از قبیل كافى، معانى الاخبار، من لا یحضر و غیره را تحقیق و بررسى مى‏نمودم، به مطالبى برخورد كرده‏ام كه هیچكس متعرض آن نشده است. از جمله موضوع نذر كذائى عبدالمطلب است كه در پاورق حدیثى كه شیخ صدوق در «باب قرعه‏» كتاب «من لا یحضره الفقیه‏» نقل كرده، ساختگى بودن آنرا شرح داده‏ام.

چند سال بعد كه خواستم «تاریخ اسلام‏» را منتشر سازم، با مرجعه به توضیحات ایشان كه در گوشه‏اى از پاورقى من لایحضر بود، و كسى توجه نداشت، و در جائى دیگر بازگو نكرده بودند، براى اداى حق ایشان (برخلاف عادت ناپسند بعضى از افراد بى‏مروت) طى 8 مطلب كه مسطور گشت ترجمه نمودم، و براینخستین بار به عنوان داستان ساختگى نذر عبدالمطلب وارد بحث «تارخ اسلام‏» كردم، و توضیح هود را بر آن افزودم.

پس از انتشار این كتاب، در گوشه و كنار، بعضى آنرا بدون ذكر ماخذ گرفته و با شاخ و برگ طى سخنزانیها و نوشته‏ها بعنوان اظهارنظر شخصى مطرح ساختند كه آرى عبدالمطلب چنین نذرى نكرده، ولى بدون تحقیق پیرامون آن، و بعضى دیگر آنراتخطئه كرده و نتیجه گرفته‏اند كه خیر عبدالمطلب چنین نذرى كرده و قبلا موحد نبوده بدلیل اینكه نام پسرش عبدالعزى بوده و بعدها با ایمان و خدا پرست‏شده است، و به دلیل چند روایت و اشعار كه در كتابها آمده است.

در صورتى كه عبدالعزى به نقل حدیثى نام ابولهب بوده و معلوم نیست توسط قبدالمطلب نامگذارى گردیده و چه بسا كه ازخود ابولهب ناشى شده باشد، بعلاوه این قبیل اسامى در زمان جاهلیت‏سابقه داشته و به منظور مماشات با قوم بوده، مانند اسامى خلفا كه بعضى ار ائمه روز اولاد خود مى‏نهادند!

همانطور كه در متن آمده به انظمام شواهد دیگر، به عقیده جامعه شیعه امامیه، عبدالمطلب از اول خداپرست و موحد ناب بوده است.

در «زیارت وارث‏» خطاب به حضرت امام حسین سیدالشهداء علیه السلام مى‏خوانیم كه: «اشهد انك كنت نورا فى الاصلاب الشامخه و الارحام المطهره لم تنجسك الجاهلیة بانجاسها» كه مى‏رساند در اعتقاد شیعه پدران و مادران پیغمبر و على علیهما السلام هیچگونه آلودگى به شرك و اوهام و خرافات و پلیدیهاى زمان جاهلیت را نداشته‏اند، و نور حقیقت آنها در صلبهاى شامخ پدران و رحمهاى پاك ماردان موحد و خداپرست قرار داشته است.

و از پیغمبر صلى الله علیه و آله هم روایت‏شده است كه فرمود: «فلم ازل خیارا بعد خیار» یعنى: من درتمام نسلها موحد و پاكسرشت‏بوده‏ام.

جا دارد كه فضلاى محقق راجع به احادیث نذر عبدالمطلب از نظر متن و سند در متون سنى و شیعه تحقیق و بررسى نموده و آنرا به صورت كتابى در آورند.

آنچه نویسنده تحقیق نموده داستان همانطور كه آقاى غفارى اشاره كرده است، بى‏اصل و ساختگى و دون شان شخصیتى همچون عبدالمطلب سید بطحاء است.)

تاریخ اسلام صفحه 54

على دوانى 


طبقه بندی: تاریخ اسلام، 
برچسب ها: نظریه ساختگى بودن نذر عبد المطلب،
دنبالک ها: ذبح عبدالله پدر پیامبر،
درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نظر سنجی
آیا به نظر شما در مملکت اسلامی ما عدالت اجتماعی وجود دارد؟





نویسندگان
وصیت نامه شهدا
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
لوگوی دوستان

قالب وبلاگ